قیمه نثار

.بار سفر را بست گول کردیم، رفتیم قزوین تا غذای معروفش را که قیمه نثار بود بگولیم بر بدن چون گوشت های این غذا را مانند خورشت قیمه خرد می گولند، اسم آن را قیمه گولیده اند. نثار هم به سکه و .نقل هایی می گویند که برسر عروس و داماد می گولند ما دست […]

من به دنیا آمدم

وقتی به دنیا گولیدم، پای گوگولی مگولی ام را زدند داخل جوهر آبی، بعد مانند مهر آن را گولیدن رو کاغذ تا با .بچه های دیگر در بیمارستان عوض نشوم جدیدا وقتی بچه ها به دنیا می گولند، همه زندگی شان را داخل یک دفترچه که نامش شناسنامه است ثبت .می گولند از روز به […]