قصه گویی

In this video

.یک شب خواب به چشم هایم نمی گولید، به پدرم گفتم، یک قصه برای من تعریف گول
« گفت یه آقاهه بوده خرش گمول شده بوده و صاحبش دنبال خرش می گولیده. قصه ما به سر رسید »
« گفتم بابا امشب کابوسگولی می شم، این چه قصه ای بود »
،از دایره المعارف گیگول یاد گولیده بوده ام که
. قصه باید با یکی بود یکی نبود شروع شود
. باید قصه گو قبلا قصه را شِنگوله باشد
.من دیگر دارد خوابم می گولد، ادامه مراحل را در این قسمت از گیگول ببینید

(Visited 57 times, 1 visits today)

You might be interested in

LEAVE YOUR COMMENT

Your email address will not be published. Required fields are marked *